اسراء عبدالهی اسراء عبدالهی ، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

اسراجون

بهار 94

بهار 94 بندسر.فک کنم مادرجون اینها تنورو روشن کردن میخوان نون بپزن سلام خیلی وقت تو وبلاگت نیومدم دخترم آخه سه روز مونده به عید عمو جونت و زن عمو و مائده جون تصادف کردن ما روزهای خیلی  بدی داشتیم زن عمو تو بیمارستان بسری بود پاهاش شکست و دستش حس و حرکت نداشت. خیلی بد بود عیدمون مسخره روزهای عیدی مون مسخره تر خدا روشکر مائده جون چیزی نشد فقط چن تا خراش برداشت . وتی من پیش زن عمو بودم تو بیمارستان تو خونه میموندی . یه شب میخواستیم بریم تهران واسه عمه حلیمهکلی گریه کردی دلمونو ضعف آوردی وحشتناک براش گریه کردی من هم اعصابم خرد شد یکی زدمت . بهت گفتیم تهران دوره و سه روز قراره بمونیم واس خاطر همین واسه حلیمه گریه میکردی میگفتی اون هم...
25 خرداد 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به اسراجون می باشد